تبلیغات
یک لحظه شاد باشیم... - سیاه
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی ، این وبلاگ تنها برای رغم زدن لحظات خوشی برای شما در فضای اینترنت به وجود آمده است. امید است با نظرات خودتان، ما را در بهبود این این وبلاگ یاری نمایید.
 
 
سیاه
نوشته شده در یکشنبه 15 اسفند 1389
ساعت : 09:12 ب.ظ
نویسنده : محمد
سیاه...

معلم گفت: بنویس "سیاه" و پسرك ننوشت !

معلم گفت: هر چه می دانی بنویس !

معلم عصبانی بود و گفت : املای آن را نمی دانی؟!!

سیاه آسان بود و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود ...

معلم سر او داد كشید و پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت !
و باز جوابی نداد. معلم به تخته كوبید و پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند و سكوت كرد ...

معلم بار دیگر فریاد زد: بنویس گفتم هر چه می دانی بنویس...!

و پسرك شروع به نوشتن كرد :

كلاغها سیاهند ، پیراهن مادرم همیشه سیاه است، جلد دفترچه خاطراتم سیاه رنگ است و كیف پدر هم سیاه بود، قاب عكس پدر یك نوار سیاه دارد.

مادرم همیشه می گوید : پدرت وقتی مرد موهایش هنوز سیاه بود چشمهای من سیاه است و شب سیاهتر. یكی از ناخن های مادر بزرگ سیاه شده است و قفل در خانمان سیاه است.

بعد اندكی ایستاد رو به تخته سیاه و پشت به كلاس و سكوت آنقدر سیاه بود كه پسرك دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت : تخته مدرسه هم سیاه است و خود نویس من با جوهر سیاه می نویسد ...

گچ را كنار تخته سیاه گذاشت و بر گشت ، معلم هنوز سرگرم خواندن كلمات بود و پسرك نگاه خود را به بند كفشهای سیاه رنگ خود دوخته بود ...

معلم گفت : بنشین.

پسرك به سمت نیمكت خود رفت و آرام نشست و معلم كلمات درس جدید را روی تخته می نوشت و تمام شاگردان با مداد سیاه در دفتر چه مشقشان رو نویسی می كردند ...

اما پسرك مداد قرمزی برداشت و از آن روزمشقهایش را با مداد قرمز نوشت و معلم دیگر هیچگاه او را به نوشتن كلمه سیاه مجبور نكرد و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز ایراد نگرفت.و پسرك می دانست كه قلب یک معلم واقعی هرگز سیاه نیست... 

 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Foot Issues دوشنبه 16 مرداد 1396 04:24 ق.ظ
I know this website gives quality based posts and extra information, is there any other website
which gives such stuff in quality?
candyPulizzi.jimdo.com سه شنبه 2 خرداد 1396 11:22 ق.ظ
Please let me know if you're looking for a
article author for your site. You have some really good articles and I think I would be
a good asset. If you ever want to take some of the
load off, I'd really like to write some articles for your blog in exchange for a link back to mine.
Please send me an e-mail if interested. Cheers!
ایمان چهارشنبه 25 خرداد 1390 11:46 ق.ظ
اشک ما رو در اوردی محمد جان
مرسده جمعه 13 خرداد 1390 10:55 ب.ظ
من معلمم و این پستت خیلی خیلی به دلم نشست عالی عالی بود
tayebe.s شنبه 21 اسفند 1389 08:26 ق.ظ
سلام زیبا بود و تاثیر گذار /ممنون /


وقت کردی / شیمی هم خوندی / سر بزن بهم اپم با بهاریه.........
سمیه جمعه 20 اسفند 1389 12:05 ق.ظ
سلام
این کراهت و در بعضی گفته ها حرام بودن رو قدیمیا میگفتن
اینکه از کجا و چطور پخش شده الله اعلم
ولی قدیمیا میگفتن مستحب زن سوره نور و زیاد بخونه
و کراهت داره سوره یوسف و زن بخونه
چراشم حتما به خاطر این بود که توی سوره نور کلی به زن درباره حجاب و احترام به همسر تاکید شده
و سوره یوسف داستان عشق ناپاک یک زن شوهردار به پسری جوان است
به هر دلیلی و یا دلایلی که در ذهنشان بوده
مهم نیست
مهم این است که به جای خدا تصمیم گرفتند
حلال خدا را حرام کردند
و به نام خدا این کار و انجام دادند
وقتی گفتم کراهت خواندن سوره یوسف مظورم کراهت واقعیش نبود
کراهتی بود که در این صده درست شده بود
حالا بعد از این پست انشاالله سعی میکنم یه توضیحی را ارائه بدم
البته احتمالا به سال آینده موکول میشود
باز هم ممنون از دقت نظرتون
رامین معمار پنجشنبه 19 اسفند 1389 10:59 ب.ظ
سمیه چهارشنبه 18 اسفند 1389 11:20 ق.ظ
سلام
دوتا نکته را گوشزد میکنم
1.هیچ بحثی پیرامون فراماسون ها نمیکنم
ولی انسان عاقل خطا و ندانم کاری خودش را خودش به گردن میگیرد
نه اینکه به خاطر جبران ضعف و کوتاهی خودش دشمنش را قدر قدرت و بزرگ جلوه دهد.
شناخت دشمن جای خود
ولی همه تقصیر ها را بر دوش او انداختند کار عاقلانه ای نیست
جناب دکتر رافئی هم همه مدارک و مستدلات صحبت هایش از یک سری فیلم است که در آمریکا و به احتمال یقین توسط همین فراماسون ها برای قوی وبزرگ جلوه دادن خودشان ساخته شده است گرفته است.
2. بازهم اگر مثل بالا اگر می خواهید اشتباهات مردان را در طول تاریخ توجیه کنید این حرف که پشت هر فتنه ای یک زن وجود دارد را به زبان می آورید
انسان عاقل گول وسوسه را نمی خورد می خواهد از طرف جن (چه مونثش چه مذکرش) باشد یا از طرف انس (چه مذکر و چه مونثش باشد)این حرف از اعتقادات مسیحیت و یهودیت نشات گرفته
که باعث و بانی خروج حضرت آدم از بهشت را حضرت حوا میداند.
نکته آخر: ممنون از همه وقتی که گذاشتی برای جواب دادن به سوالات و گفتن اعتقاداتت
برایم واقعا ارزشمند بود
و پاسخگویی بالا فقط برای تبادل اعتقادات بود و بس.
رامین معمار سه شنبه 17 اسفند 1389 07:03 ب.ظ
سلام عزیزم
جالب بود
قالب هم بهتر شده
وقت کردی یکم شیمی هم بخون
محمد پاسخ داد:
با وجود معلمی چون شما مگه میشه درس نخوند....
حرفا میزنیدهااااا
روژین سه شنبه 17 اسفند 1389 05:55 ب.ظ
خیلی قشنگ بود!!!
دوباره یاد تمام مشکلاتم افتادم!!!
به خاطر همینه که از رنگ سیاه بدم میاد!!!
میلاد سه شنبه 17 اسفند 1389 05:02 ب.ظ
سلام

قرار نبود داستانهای غمگین بنویسی



خودت نوشتی یه لحظه شاد باشیم

دیگه..

چه معلم بی رحمی بوده من جاش بودم

می گفتم با قرمز جمله بنویس

به امید ظهور
سمیه سه شنبه 17 اسفند 1389 09:57 ق.ظ
waooooooooooooo
سلام
بعضی متن ها خیلی تکان دهنده اند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر