تبلیغات
یک لحظه شاد باشیم... - شعر در مورد عید
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی ، این وبلاگ تنها برای رغم زدن لحظات خوشی برای شما در فضای اینترنت به وجود آمده است. امید است با نظرات خودتان، ما را در بهبود این این وبلاگ یاری نمایید.
 
 
شعر در مورد عید
نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390
ساعت : 08:22 ب.ظ
نویسنده : محمد
سال نو پیشاپیش مبارک باد



خونه مون عیدا پر از مهمونه
میرن مهمونا از اونا فقط آشغالاشون به جا می مونه

کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز ؟ خدا میدونه !

جعبه خالیِ شیرینی هنوز ، گوشه طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپز خونه ، شیرینیش کجاست ؟ خدا میدونه

میرن مهمونا از اونا فقط ، جعبه ی خالی به جا می مونه
از بس خونه رو به هم می ریزن ، آدم مثل خر تو گل می مونه

یکی نیست بگه خدا وکیلی ، جای پوست پسته توی قندونه ؟؟؟
قند نصفه ی عمو جون هنوز ، خیس و لهیده ته فنجونه

حالا خداییش قندش مهم نیست ، کنار اون قند نصف دندونه !
میرن مهمونا از اونا فقط ، نصفه ی دندون به جا میمونه

پسته ی خندون ، بادوم شیرین ، فندق درباز مال مهمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت ، که از این آجیل ، به غیر تخمه ، واسه ما بعدها چی چی میمونه ؟؟؟




 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ارزیاب چهارشنبه 2 فروردین 1391 01:20 ق.ظ
سلام
قسمت تلخ عید
معمار شنبه 27 اسفند 1390 01:30 ب.ظ
سلام
پیشاپیش *سال نو مبارک*
التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.